می زنم من جفتکی !!

من الاغی شاعرم ...یا شاعری هستم الاغ
عرعری دارم گهی در مزرعه ، گه توی باغ

وقت مهمانی ، بجای یونجه ، گندم می خورم
گندمی از اصفهان و مزه ای از چارباغ

بعد از آن ، خرغلت ، اندر سبزه های پر ملاط
بنده می خوابم میان سبزه زاران ، چار طاق

گندم و خرغلت و شعر و شاعری در اصفهان
شعر من باشد برای هر الاغی چون چراغ


شعر های بنده دارد یک پیام مفتکی
قافیه چون تنگ آید ، می زنم من جفتکی !!